featured

چرا ما انترناسیونالیست هستیم؟

Lissitzky

انترناسیونالیسم پرولتری همیشه از سنگ بناهای مارکسیسم انقلابی بوده است. کمونیستها همه جملهی پایانی مانیفست کمونیست را از برند: «کارگران تمام کشورها، متحد شوید!»
این کلمات پرچم تمام جنبشهای بزرگ کارگری و انترناسیونال اول و دوم و سوم را مزین کردهاند. در تمام دورههای سرمایهداری از اولین بحران عمدهی آن در اواسط قرن نوزدهم تا دورهی شکوفایی سرمایه داری بین دهه ی ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۴ و دورهی بحران عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از آغاز جنگ جهانی اول (۱۹۱۴) تا پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵).
اما برای انقلابیون جدی «ما همیشه انترناسیونالیست بودهایم» پاسخی کافی نیست. ما باید به دنبال دلایل پشت این واقعیت باشیم.

تروتسکی و مبارزه برای انترناسیونال انقلابی (۱۹۴۶-۱۹۳۳)

trotsky

شخصیتِ لئون تروتسکی به موج جدیدی از علاقه میان انواع و اقسام تاریخدانان و نویسنده‌ها دامن زده است. اخیرا دو کتاب در مورد این انقلابی روس منتشر شده است؛ اولی اثر استاد دانشگاه آمریکایی، رابرت سرویس، است و دیگری از برتراند ام. پاتناد، تاریخدانی در دانشگاه کالیفرنیا. هر دو متعلق به آن دسته از ادبیات تجاری نوع بورژوایی هستند: پر از خطاهای فاکتی و در تلاش برای ارائه تصویری از تروتسکی به عنوان سیاستمداری خودکامه که تنها بخاطر فقدان مهارت‌های تاکتیکی از استالین شکست خورد. (کتاب سرویس، که اکنون در دست ترجمه فارسی است و به زودی در ایران منتشر می‌شود، البته حتی توسط تاریخدانان بورژوا نیز به شدت رد شده است. «امریکن هیستوریکال ریویو» (American Historical Review)، از معتبرترین ژورنال‌های آکادمیک در زمینه‌ی تاریخ، این کتاب را «فاقد ساده‌ترین موازین دانشوری تاریخی» می‌خواند.-م).

سند «چشم‌اندازهای جهانی» ۲۰۱۲

imtflag

اوضاع در مقیاس جهانی به سرعت رعد و برق در حرکت است. پس از انقلاب عرب، رویدادها به سرعت، یکی پس از دیگری، از راه رسیدند:‌ جنبش «ایندیگنادو»ها (برآشفتگان) در اسپانیا؛ موج اعتصاب‌ها و تظاهرات‌ها در یونان؛ شورش‌ها در بریتانیا؛ جنبش در ویسکانسین و جنبش اشغال در آمریکا؛‌ سرنگونی قذافی؛ سرنگونی پاپاندرو و برلوسکونی؛ تمام این‌ها نشانه‌های عصر حاضر هستند.
این چرخش‌های شدید ناگهانی خبر از تغییر چیزی بنیادین در کل اوضاع می‌دهند. رویدادها به تدریج بر آگاهی لایه‌ّای هر روز وسیع‌تر از جمعیت تاثیر می‌گذارند. طبقه‌ی حاکمه با عمق بحرانی که هیچوقت انتظارش را نداشتند و روحشان هم خبر ندارد چگونه حلش کنند هر روز بیشتر مشتت و گمراه می‌شود. آنان ناگهان خود را ناتوان از حفظ کنترل جامعه با روش‌های قدیمی می‌یابند.

طبقه، حزب و رهبری – چرا پرولتاریای اسپانیا شکست خورد؟ (مسائلی در تئوری مارکسیستی)

این‌که جنبش طبقه‌ی کارگر تا چه اندازه‌ای به عقب پرتاب شده را نه فقط از وضع سازمان‌های توده‌ای که از اوضاعِ گروه‌های ایدئولوژیک و کاوش‌های نظری که بسیاری گروه‌ها مشغول آن هستند می‌توان فهمید. در پاریس نشریه‌ای به نام “که فر” (Que Faire)‌ (چه کنیم؟) منتشر می‌شود که معلوم نیست چرا به خودش می‌گوید مارکسیست اما در واقعیت کاملا درون چارچوب امپریسیسمِ روشنفکران بورژوای چپ و آن کارگران منزوی است که تمام منکراتِ روشنفکران را جذب کرده‌اند.

ایران و خطر جنگ: رویکرد ما باید چه باشد؟

بار دیگر امپریالیسم اسرائیل و آمریکا زنگ‌های خطر در خاورمیانه را به صدا درآورده‌اند. این بار ایران را هدف گرفته‌اند. در طول ده سال گذشته تحریمی پس از دیگری علیه ایران اعمال شده تا بر این کشور فشار آورده شود که برنامه‌ی هسته‌ای خود را کنار بگذارد. *** چند سالی است که امپریالیست‌ها تخاصم بر …

پایان قمار بزرگ؟ – تحلیل مارکسیستیِ انتخابات مجلس نهم

Ahmadi-khamenei

با گذشت چند روز از انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی، که در ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ برگزار شد، نتایجی که قرار است از صندوق بیرون بیاید آرام آرام روشن میشود. از آنجا که در این انتخابات تقریبا به هیچ جناحی به جز اصولگرایان اجازهی شرکت داده نشده بود پیروزی قاطع دو لیست اصلی آنها در تهران و سایر حوزهها کسی را غافلگیر نکرده است. البته شرکت زبونانهی خاتمی و جمعی از «اصلاحطلبان» در انتخابات، در حالی که نزدیکترین «یاران» خودشان در زندانها به سر میبرند، بعد جدیدی به مساله داده است. اما آیا چنین «انتخاباتی» که تنها بخشهای محدودی از جریانات حاکم حق هر گونه مشارکت در آن را دارند اصلا ارزش تحلیل و تفسیر را دارد؟ آیا این چیزی به جز یک «نمایش» هست یا نه؟ جایگاه انتخابات نهم و نتایج آن چیست؟

برای پاسخ به این سوال باید ابتدا نگاه تاریخی مختصری به ماهیت انتخابات در جمهوری اسلامی داشته باشیم.

نه تحریم! نه جنگ! نه ریاضت‌کشی! نه دیکتاتوری

latuff-israel-iran-peace

بار دیگر ایران تیتر رسانه‌های جهان شده است و چونان که مردم ما عادت کرده‌اند این خبر خوبی برای ما نیست! ایران هدف پرخاشگری امپریالیست‌ها شده است و طبل جنگ‌افروزی علیه این کشور از هر سویی نواخته می‌شود. در این اوضاع وظیفه مارکسیست‌ها پیش از هر چیز تعریف و تبیین چرایی اوضاع و نشادن دادن منافع اقتصادی و سیاسی طرفین درگیر است.

گسست از چه؟ تداومِ چه؟ – گپ و گفتی با رفقای «آلترناتیو» به بهانه انتشار پاسخ‌هایشان به برخی سوالات

نویسنده‌ی این خطوط و سایر رفقای «مبارزه‌ی طبقاتی» چند شماره‌ی اخیر نشریه‌ی «آلترناتیو» را با علاقه‌ی بسیار دنبال کرده‌اند. ما نفس بر آمدن و پیدایش گروه‌هایی مثل «آلترناتیو» را به فال نیک می‌گیریم و این رویداد در واقع مهر تاییدی بر چشم‌اندازهای ما در مورد سیر تکامل و تحول چپ در ایران است. «آلترناتیو» و …

یک سال پس از مرگ بوعزیزی – یک سال انقلاب عرب

فردا، شنبه ۱۷ دسامبر، مصادف با اولین سالگرد انقلاب عرب است. یک سال پیش در چنین روزی محمد بوعزیزی، میوهفروش دورهگرد جوان تونسی، غرق در استیصال و فقر و خشم خود را در شهر سیدی بوزید به آتش کشید. حریق انقلاب که پس از مرگ او در گرفت (اول در جنوب تونس، سپس در سراسر کشور و آنگاه در سراسر جهان عربزبان) به نقطه عطفی در تاریخ بشر بدل گشت.

جمهوری اسلامی و آرزوی دیرینه‌ی حاکمیت «یکدست»

Khamenei_-_Ahmadinejad_-_Rafsanjani

“این دولت با دولت‌های گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کند حاکمیت دوگانه درست کند.” – ‪ خامنه‌ای در مورد دولت احمدی‌نژاد

از مهم‌ترین پیش‌شرایطی که به دولت‌های دیکتاتوری اجازه می‌دهد حکومت خود بر جامعه را تحمیل کنند و مردم را کنترل و سرکوب کنند٬ وجود نوعی یکدستی در هیئت حاکمه است. این «یکدستی» البته به معنای عدم وجود دار و دسته‌های مختلف و تضاد منافع آن‌ها نیست که به معنی نوعی ائتلاف است که باعث می‌شود دار و دسته‌های مختلف سرمایه‌داران و حکام نوعی نظام مشخص و تقسیم قدرت را بپذیرند و با سرکوب مشترک مخالفین، بقای نظامی را تضمین کنند که در آخر به نفع همه‌شان است. «قانون اساسی»های این نظام‌های دیکتاتوری هم چیزی نیست به جز آتش‌بس و معاهده‌ای بین این دار و دسته‌ها که برای مدتی معین دعواهای بین خود را فرعی می‌کنند تا نظامی واحد بسازند (و البته این معاهده باید به نوعی مورد پذیرش بخش قابل توجهی از مردم هم باشد). جمهوری اسلامی بر پایه چنین «اتحادی» در بالا بود که موفق شد خود را با سرکوب و کشتار گسترده انقلابیون و مردم استوار کند و سال‌های سیاه دهه‌ی ۶۰ را پشت سر بگذارد.