بحران باپرجاست، کشکمش در بالا شدت می گیرد!

حسن سعدی

یک- دولت روحانی دوماهی است از مردم می خواهد داوطلبانه از دریافت یارانه ها انصراف دهند. تمام ابزارهای تبلیغاتی مانند صدا و سیما در این راستا بسیج شده اند و شبانه روز در گوش مردم از فواید این انصراف برای کشور می گویند. این آینه تمام نمای اقتصاد ورشکسته ایران است، دولتی که التماس می کند، “مردم! یارانه نگیرید!” اگر همه چهار میلیارد دلار پول های بلوکه شده نفت در خارج کشورآزاد شوند، باز هم هرگز برای حل این بحران عمیق اقتصادی کافی نیست. حتی افزایش دو برابر فروش نفت از  ۷۰۰ هزار بشکه در روز به یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه (طبق آمار رسمی) در دولت روحانی نیز نتوانسته است تاثیر قابل ملموسی در بهبود شرایط اقتصادی و مخصوصا معاش مردم داشته باشد. دولت روحانی حتی مجبور است تا برای گریز از کسری بودجه قیمت بنزین را  نیز افزایش دهد، امری که همه منتظر آثار شوک آن بر روی قیمت ها هستند، طوری که دولت گفته قیمت جدید بنزین را فعلا اعلام نمی کند تا بازار متشنج نشود.

دو- خامنه ای در سخنان خود به مناسبت روز زن برابری جنسی زن و مرد را از “حرف‌های کاملا غلط غرب” می نامد و با گفتن اینکه “با کدام منطق باید زنان که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه‌ای از زندگی آفریده است، در عرصه‌هایی وارد کنیم که آن‌ها را دچار رنج و سختی می‌کند”،  از حضور زنان در خانه دفاع می کند. وی می گوید که “اشتغال از مسائل اصلی مربوط به زنان نیست و خانواده اولویت دارد.” پس از سخنان خامنه ای،  روحانی و رفسنجانی واکنش مخالف نشان دادند. روحانی در سخنرانی خود به مناسبت روز زن گفت:”ما طبق معیارهای اسلامی نه مرد را جنس اول و نه زن را جنس دوم می‌دانیم… زنان در کنار مردان و هر دو آنها عین هم و مانند هم دارای مقام و کرامت انسانی هستند.” رفسنجانی نیز چنین گفت:” خشکه مقدس‌ها فکر نکنند که این افتخار است که پای بچه‌هایشان را ازمدرسه و تحصیل ببرند. گذشت آن زمانی که این مسئله افتخار به حساب می‌آمد. دوران خشکه مقدس‌ها به سر آمده است.” وی سپس افزود:”اگرفکر کنیم که همه وقت فعال خانم‌ها باید صرف خانه داری و بزرگ کردن بچه شود، این با عقل و منطق و واقعیت‌های زندگی منطبق نیست. اگر مسئولیت خانه داری به خانم‌ها و سایر کار‌ها در جامعه به آقایان واگذار شود، در این صورت هم به زنان ستم شده است و هم به مردان جامعه.”

سه – تمام شواهد از این حکایت می کند که رفسنجانی در حال اماده سازی جریان خود(جریان اعتدال) برای حضور قدرتمند در انتخابات مجلس خبرگان است و با برخی جریانات سنتی محافظه کاران مانند ناطق نوری نیز به ائتلاف قطعی رسیده است، امری که خشم جریانات نظامی- تندروی حامی خامنه ای را برانگیخته است. روز 10 فروردین، جنتی دبیر شورای نگهبان (و از چهره های اصلی جریان نظامی- تندوری رژیم)  در جمع ناظران شورای نگهبان در مشهد چنین گفت: “سنگر اول را فتح کرده‌اند، در حال طراحی هستند تا مجلس خبرگان رهبری و بعد شورای اسلامی را تصرف کنند و مقاصد فاسد خود را از این طریق دنبال نمایند.” همچنین رجانیوز٬ وب سایت نزدیک به جبهه پایداری (حامیان جلیلی در انتخابات قبلی) و محمدتقی مصباح یزدی، با انتقاد از “رویکرد خطرناک برخی جریانات سیاسی برای تقلیل انتخابات مهم خبرگان در دعواهای نازل سیاسی و گروهی”، خواستار “برخورد و واکنش جدی فعالین سیاسی در جناح‌های مختلف سیاسی” با این رویکرد شد.

سه- حمله مشکوک و خشونت بار به زندانیان سیاسی بند 350 اوین و بازرسی اتاق های این بند در حول و حوش تشدید درگیری بین جناح های مختلف طبقه حاکم صورت می گیرد. آیا این حمله ای از طرف باند نظامی- تندوری حامی خامنه ای برای فشار به دولت فعلی و ترساندن مردم است؟ آینده جزییات بیشتری را روشن خواهد ساخت.

پس از حدود ده ماه از آغاز به کار دولت روحانی واقعیات موجود در حال اثبات این حقیقت است که نه دولت روحانی و نه هیچ دولت سرمایه داری دیگری قادر به حل رکود- تورم ایران در متن بحران جهانی اقتصاد نیست. شاید اگر اقتصاد جهانی در دوران رشد و شکوفایی خود بود، سرمایه داری ایران به اتکای کمک های خارجی امیدی به خروج از این بحران داشت اما از شانس بد طبقه حاکم بحران در بستر رکود جهانی گریبانگیرشان شده است. علاوه بر این دولت روحانی نتوانسته است گشایشی ملموس در شرایط سیاسی ایران ایجاد کند و حتی تاکنون در باره حمله به زندانیان سیاسی نیز سکوت اختیار کرده است. موج ناامیدی را در بسیاری از جوانان طرفدار این دولت می توان مشاهده کرد.

با تشدید بحران و بروز نامیدی مردم از توانایی دولت در حل بحران اقتصادی و نیز ایجاد گشایش سیاسی- فرهنگی چشم انداز اعتراضات اجتماعی پیشِ  رو است.  فشارِ پایین اختلافات بالایی ها را برای خروج از بحران تشدید نموده است. دهن کجی آشکار روحانی و رفسنجانی در مقابل سخنان خامنه ای در روز زن  و تقابل آشکار بر سر تصاحب مجلس خبرگان نمود های آشکار تشدید اختلاف در بالا است. به علاوه توازن قوا به ضرر جریان نظامی حامی خامنه ای در حال تغییر است.

اگر جریان نظامی- تندور حامی خامنه ای در دوران دولت اصلاح طب ها محمد خاتمی قدرت مانور بالاتری داشت، به این دلیل بود که ایران هنوز در دوران رشد و شکوفایی اقتصادی پس از جنگ هشت ساله بود. با وجود بحران فعلی مقابله جریان تندور با دولت فعلی و یا تشدید سرکوب سیاسی-فرهنگی، ریختن بنزین بر انبار آتش نارضایتی عمومی است. سراسیمگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی پس از حمله به زندان اوین و پخش مستند تلویزیونی برای تحریف واقعه حمله به زندانیان و توجیه افکار عمومی گواه همین ضعف است. به خاطر بیاورید که همین چند ماه پیش با اعتراض چند شهر بختیاری نشین علیه سریال “سرزمین کهن” ، حکومت بلافاصله از مردم معذرت خواهی کرد و ضرغامی رییس صدا و سیما شخصا به منطقه سفر کرد تا از مردم دلجویی کند. به راحتی می توان دید که طبقه حاکم همچون گذشته توانایی و اعتماد به نفس سرکوب مردم را ندارد و به شدت از خیزش توده ای مردم هراسناک است.

چشم انداز پیش رو شدت گیری اعتراضات مردمی و اعتصابات کارگری و نیز تشدید اختلاف در طبقه حاکم است.قدرت گیری روحانی، مذاکرات هسته ای و کاهش تحریم ها تنها نقطه عطف بحران سیاسی را اندکی به تعویق انداخت. بحران اقتصادی- سیاسی به عنوان مسئله اصلی کماکان روی میز است. حاکمان نمی توانند بحران موجود را حل کنند. طبقه کارگر و جوانان باید خود را برای چشم انداز پیش رو متشکل و آماده کنند، بحران موجود بار دیگر پرونده قدرت سیاسی را در ایران بازخواهد گشود.